به گزارش شهرآرانیوز؛ «پسرم ۱۳ سال دارد و چند ماهی میشود که مدام سرش توی گوشی است. یکبار که حمام رفته بود، گوشیاش را چک کردم و متوجه شدم با دختری رابطه دارد. جرئت نکردم با پدرش دراینباره حرف بزنم. نمیخواهم بفهمد من از موضوع خبردارم. برای همین ماندهام که چهکنم؟ میدانم سن حساسی دارد و باید بسیار با ملاحظه با او برخورد کنم. در این مدت بیشتر از صدبار خواستم که با او حرف بزنم ولی نشد، یعنی نتوانستم. لطفا راهنماییام کنید.»
این پیام یکی از مخاطبان روزنامه است. مادری شبیه همه مادرهای ایرانی، نگران و مضطرب از تغییرات زیادی که در دوره نوجوانی برای فرزندشان اتفاق میافتد و جنس متفاوتی از دوران نوجوانی خودشان دارد، ازاین رو خیلی وقتها کاسه چهکنم دست میگیرند و نمیدانند با فرزند نوجوانشان چه باید بکنند. برای همین موضوع را مستقیم با احمد بذرافشان، روانشناس و رواندرمانگر درمیان میگذارم. کسی که سالهای زیادی را درکنار نوجوانان در مدارس مختلف سپری کرده و از نزدیک دغدغهها، خواستهها و نیازهای این سن را لمس کردهاست.
۱۰ تا ۱۲ سالگی سن بیداری یا بلوغ جنسی در بچههاست که درکنار شکلگیری هویت جنسی، نوعی کشش و تمایل به برقراری ارتباط با جنس مخالف هم در آنها ایجاد میشود. فرایندی که طبیعی است و بخشی از روند رشد اجتماعی و شناخت احساسات آدمی هم بهحساب میآید. بنابراین، این اصل رابطه نیست که در سن نوجوانی مشکلساز میشود، بلکه نوع و کیفیت آن است که در بیشتر موارد نوجوان را به دردسرهای جدی میاندازد.
۱۲ تا ۱۵ سالگی سن رؤیاپردازی در بچههاست. بخشی از این رویاپردازیها به ارتباط با جنس مخالف برمیگردد. این فرد میتواند هرکسی و با هرسنی باشد. نوجوان در تصوراتش آن فرد را شریک عاطفی و جنسی خودش میداند و وارد یک رابطه ذهنی با او میشود حتی بدون آنکه طرف مقابل از این موضوع اطلاع بیابد.
از این سن به بعد رؤیاپردازیها شکل دیگری به خود میگیرند، بهویژه اگر نوجوان اهل دیدن فیلمهای عاشقانه، پورن و مستهجن هم باشد. او دوست دارد خارج از فضای ذهنیاش نیز این جنس مخالف را لمس و تجربه کند، آنچه ما به آن دوستیهای نامتعارف یا خیابانی میگوییم. گذشته از این موضوع علتهای دیگری را هم میتوان نام برد که سبب گرایش نوجوان به این نوع دوستیها میشود، مانند:
واقعیت این است که والدین نباید منتظر بمانند تا مشکلی خودش را نشان بدهد، بعد بهدنبال راهحل بگردند، بلکه باید خیلی پیش از احتمال پیدایش آن، زمینه حذفش را ایجاد کنند. ازاینرو اگر بخواهیم نوجوانمان کمتر درگیر چنین روابط ناسالمی شود باید حواسمان به این چند مورد باشد.
دوره نوجوانی با تغییرات زیادی در بچهها همراه است ولی وقتی نوجوان وارد رابطه عاطفی با جنس مخالف خود میشود، رفتارهای خاصی را بروز میدهد که معمولا والدین آگاه سریع متوجه آن میشوند، مانند:
آسیب رابطههای ناسالم در دوره نوجوانی فقط محدود به روابط جنسی و تبعات آن نمیشود که والدین از آن هراس دارند، پیامدهای زیاد دیگری هم دارد که حال و آینده بچهها را متأثر از خودش میکند، مانند:
گاهی باوجود همه تدابیری که شما میاندیشید، بازهم اتفاق میافتد که نوجوانتان وارد رابطه ناسالمی با جنس مخالفش شود. در این زمان، این چگونگی واکنش و برخورد شما با موضوع است که میتواند ادامه مسیر فرزندتان را مشخص کند، پس بسیار محتاط و منطقی برخورد کنید.
نادیده گرفتن موضوع، دردی را دوا نمیکند، پس سعی کنید محیطی آرام و امن برای فرزندتان فراهم کنید تا بدون ترس از تنبیه، تحقیر یا سرزنش، خودش به سراغ شما بیاید و صادقانه صحبت کند، آرام باشید و قضاوت و نصیحتش نکنید.
والدین بسیاری از اینکه احساسات فرزند خود را بپذیرند، خودداری میکنند و همین موضوع سبب میشود تا نوجوانشان در برابر آنها بایستد، چون تصور میکنند که با این کار رفتار او را تایید خواهدشد، درحالیکه اصلا اینطور نیست.
متأسفانه بیشتر نوجوانان هیچ مرزی برای روابط سالم و ناسالم نمیشناسند و همین موضوع سبب میشود تا خیلی وقتها در دامهای مختلفی گرفتار شوند. گذشته از آن آموزش این مرزبندیها به آنها کمک میکند که از کنترلگری، وابستگی شدید یا سوءاستفاده دور بمانند.
هرچه نوجوانان بیشتر احساس ارزشمندی کنند، کمتر درگیر رابطههای زودهنگام یا وابستگی افراطی به جنس مخالف میشوند، بنابراین تلاش کنید که نوجوانتان هویت فردی خودش را پیدا کند و آن را با آغوش باز بپذیرد.
باید همانطور که غیرمستقیم بر کارهای نوجوانتان نظارت میکنید، از کنترلگری او نیز دور بمانید. خلاصه اینکه فرزندتان باید بداند که نه زیر ذرهبین و کنترل شماست و نه این آزادی مطلق را دارد که هر کاری دلش خواست انجام دهد.
صحبت کردن درباره مسائل جنسی بچهها را پررو نمیکند، بلکه به آنها آگاهی لازم را میدهد تا از خودشان مراقبت کنند. گذشته از آن شما چه بخواهید و چه نخواهید بچهها از منابع دیگر دراینباره اطلاعات کسب میکنند، پس بهتر است که خودتان دراینباره با او صحبت کنید.
حتم بدانید بچهها بیش از هرکسی از شما برای روابط عاطفیشان الگو میگیرند، پس سعی کنید الگوی رفتاری و اخلاقی مناسبی برای او باشید. او باید حدومرزها، تعهد اخلاقی، احترام به جنس مخالف، مدیریت احساسات و خیلی چیزهای دیگر را از شما بیاموزد.
گاهی لازم است که حتما از یک مشاور دینی و روانشناس برای حل این مسئله کمک بخواهید تا او با ریشهیابی مشکل و پیداکردن یک راهحل درست وارد گفتوگو با نوجوانتان شود.